الشيخ حسين المظاهري
23
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى )
دارد ، چنان كه داراى « حسن فعلى » هم هست زيرا ذاتاً عملى خوب و در دفتر نظام اجتماعى ثبت است ، و بعبارت علمى « جنبهملكى » آن خوب و پسنديده است ولى آيا « جنبهى ملكوتى » هم دارد ؟ البته نه . خلاصه آنكه اسلام انسانى مىسازد كه كارهاى او هم « جنبهى ملكى » و هم « جنبهى ملكوتى » داشته باشد تا با « بعد ملكى » آن جامعه استفاده كند و با « بعد ملكوتى » آن خود او و جامعه بهرهمند گردد ، از خودنمايى ، ماديگرى ، عياشى ، اسراف و تبذير ، تعدى و تجاوز ، درندهخويى ، شيطان صفتى و . . . آزاد شود و حيات انسانى براى خود و ديگران فراهم كند . تا اينجا بطور فشرده تز اسلام را در نظام مالى ، در مقابل تز سرمايهدارى و سوسياليسم معلوم ساختيم ، و خلاصه آن : الف - اسلام مالكيت فردى را امضاء نموده ، زيرا استقلال و شخصيت فردى انسان را در نظر گرفته است . ب - اسلام مالكيت عمومى به دو نحو ثروت ملى و ثروت دولت را امضاء كرده ، و بدينترتيب از بعد ديگر انسان كه اجتماعىبودن اوست غفلت نكرده است . ج - اسلام به كار و كوشش تشويق و تنبلى و بيكارى را نكوهش كرده است تا بدينوسيله ملكيت به هر سه نحو آن حاصل شود . د - اسلام براى سرپرستى اموال عمومى ، دولتى صالح و شايسته تعيين كرده تا اموال عمومى حيف وميل و هدر نشود . ه - - اسلام مىخواهد در نظام مالى علاوه بر بعد فعلى ، بعد فاعلى هم در نظر گرفته شود تا ما ديگرى را كه رأس همهى خطاهاست از انسان دور سازد ، و روح تعاون و انسانيت در او زنده شود . اين است تز اسلام ، اين است نظام مالى اسلام ، و اين ويژهى اسلام است ، اين قانون است كه كسى مانند آن را نياورده و نخواهد